|
تجربه های آزاد
|
||
|
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید... |
من دلم باران می خواهد.
ب ا ر ا ن...
شما به عنوان خواننده ی این وبلاگ برای من بنویسید که " بزرگترین عیب و ایراد و اشکال این وبلاگ را در چه می بینید؟ " لطفا فقط انتقاد کنید، بی رحمانه هم انتقاد کنید، باور کنید از خواندن انتقاد هایتان بیشتر از تعریف ها خوشحال می شوم. اگر دوست داشتید می توانید انتقاد هایتان را بدون ذکر نام بگذارید که راحت تر و صریح تر انتقاد کنید.
منتظرم، منتظر انتقاد های صریح، بی پرده و بی رحمانه تان...

دو- شماره ی ویژه ی جشنواره ی مجله ی فیلم را ورق می زنم. یادداشت فیلمسازها را می خوانم، چقدر شماره های ویژه ی جشنواره ی مجله فیلم را دوست دارم که پر است از حرف ها و آرزو های قشنگ برای آینده سینمای ایران، پر است از ادعا های قشنگ فیلمسازانی که درباره ی فیلم هایی که ساخته اند حرف های قشنگ می زنند، پر است از گمانه زنی در باره ی فیلم هایی که قرار است ببینیم و جالب است که حالا دیگر همه می دانیم که بیشتر این حرفها در زمان نمایش فیلم ها اغلب رنگ واقعیت به خود نمی گیرند ولی چقدر باور کردن این دروغ ها دلپذیر است.

سه- حرفهای گل شیفته فراهانی را در چلچراغ می خوانم، یکی از فیلم هایش- دیوار - برای حضور در بخش مسابقه با مشکل مواجه شده: « برای من دیوار خیلی مهم است. اصلا شانس ندارم. هرچه فیلم بازی کرده ام توقیف است. نیوه مانگ را بازی کرده ام نمایش داده نمی شود. سنتوری ام مشکل دارد و ارشاد راضی به نمایش اش نمی شود. چه کار می توانم بکنم؟ از وقتی اسم دیوار از جشنواره حذف شده انگار یک کاسه آب داغ روی سرم ریخته اند. »
چهار- بعد می خوانم که فیلم دیوار با اصلاحیه هایی اجازه نمایش در جشنواره را پیدا کرده، به فیلمسازانی فکر می کنم که برای حضور در جشنواره و بعد برای نمایش فیلمشان مجبورند به این اصلاحیه ها تن بدهند. به آدم هایی که خیلی راحت برای افکار و آثار دیگران تصمیم می گیرند، به فیلم هایی که تکلیف شان در همین نمایش های جشنواره ای مشخص می شود: می فروشند یا نمی فروشند. نمایش داده می شوند یا نمایش داده نمی شوند. سرنوشت خیلی از فیلم ها را جشنواره و قلم هایی که درباره ی فیلم ها می نویسند مشخص می کند.
پنج- می دانم که جشنواره امسال از پارسال هم ضعیف تر است ولی میل دیدن «خاک آشنا» ی «فرمان آرا»، « به همین سادگی» ی « رضا میر کریمی »، « دایره زنگی » ی « پریسا بخت آور »، « کنعانِ » «مانی حقیقی» وکلی فیلم دیگر دلتنگم می کند. دلتنگ شب های جشنواره ای که می دانم با ندیدن کلی از فیلم هایش هم چیز زیادی را از دست نمی دهم.


مرتبط: وبلاگ گروه تئاتر معاصر
پی نوشت- یک: چقدر با شکوه بود لحظه ای که به خواهش نادر برهانی مرند همه ی تماشاگران یک دقیقه به یاد اکبر رادی سکوت کردند.
پی نوشت- دو: خیلی دلم می خواهد ملاقات با بانوی سالخورده ی حمید سمندریان را ببینیم ولی جیب مبارک فعلا اجازه نمی دهد! تا ببینیم چه پیش آید...
|
|