|
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
|
یک-
اتاق لیلا. شب. تو
لیلا
جلوی آینه نشسته است، پیرهن اعظم به تنش؛ و خود را آرام و باشکوه بزک می
کند؛ چشم ها را می کشد، و آنها درشت تر جلوه می کنند. لبها را رنگ می زند؛
و گونه ها را تغییر می دهد. مژه ها را صاف می کند و به گردن خود دست می
کشد؛ موها را به دو طرف می ریزد؛ و این ها همه آرام. اتاق نیمه تاریک است.
صدای در؛ لیلا بی حرکت می ماند، و با شکوه در آینه به خود می نگرد. صدای
در؛ لیلا سر بر می دارد. و اینک او اعظم است.
صدای مرد: اعظم...
لیلا لبخند می زند.
لیلا: در بازه.
در آهسته و آرام باز می شود و مردی به درون می آید درشت اندام. لیلا شمشیر را بالا می برد و فریاد کشان می زند.*
* حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس/ بهرام بیضایی
دو-
هنوز هوا کاملا روشن نشده که پری و داداشی از کلبه خارج می شوند. پری می ایستد و به منظره کوه و رودخانه چشم می دوزد...
صحنه فیلمبرداری کنار مرداب نیزار و تپه... گروه فیلمبرداری در حال آماده ساختن صحنه:
صدای دستیار: حاضر باشن همه. حاضر... داداشی حاضری. صدا، دوربین، حرکت.
دوربین آرام و نرماز روی نیزار مرداب گذشته، به آن سو می رسد، داداشی در لباس سربازی، با گلوی پاره روی زمین افتاده است.
صدای داداشی: صفا یه روز حرف خوبی به من زد، گفت:
صدای
صفا: آدم افتاده باشه زیر تپه، با گلوی پاره پاره که همین طور ذره ذره خون
ازش می ره تا تموم کنه... و اگر چند تا زن و بچه دهاتی با کوزه رو سرشون
بیان رد شن... آدم باید بتونه نیم خیز بشه، سرشو برگردونه تا ببینه چطوری
زن ها کوزه ها رو سالم به بالای تپه می رسونن...
داداشی در هیات سرباز، به سختی نیم خیز شده، سر بر می گرداند به کوزه بسرها نگاه می کند که در پشت تپه بالا می روند...*
* پری/ داریوش مهرجویی
سه-
چشمه، روز.
پیرزن گبه آبی را جمع می کند و کوزه را از آب چشمه پر می کند و به سمت کلبه برمی گردد.
پیرمرد: گبه خانم می آی گبه رو بشوریم؟
پیرزن: پاهام درد می کنه. دیگه نمی آم.
پیرمرد:
گبه خانوم سرمو بشکن، دلمو نشکن ( و چون گرگ زوزه می کشد ) تو منو دوست
نداری، بابات که نیست بیا فرار کنیم گبه خانوم. تو دروغ میگی، تو منو دوست
نداری.
پیرزن کوزه بر دوش به سمت کلبه می رود.
صدای دختر: پدرم ما
را نکشته بود. اما همه جا شایع بود که ما را کشته است. تا از این پس
خواهرانم در پی صدای گرگی دل و دین از دست ندهند. به همین خاطر از چهل سال
پیش ، هیچ کس از هیچ چشمه ای صدای قناری نشنیده است.
گبه سبز و آبی را آب با خود می برد.*
* گبه/ محسن مخملباف
چهار-
غروب. خارجی. کلبه
گیلانه مچاله شده از سرما روی تخت نشسته است. دکتر بیرون می آید.
دکتر: ننه گیلانه من دارم می رم...
گیلانه مات انگار حرف های او را نشنیده است.
گیلانه: یعنی میگی عاطفه نمی آد؟
دکتر کلافه به راه می افتد.
دکتر: برو تو، هوا بدجوری سرده.
گیلانه وا می رود.
صدای دور شدن ماشین دکتر دیده می شود.
واپسین دم غروب. داخلی. کلبه
تصویر
چرخیده تلویزیون که صحنه هایی از جنگ های مختلف را نشان می دهد. اسماعیل
نیمه هشیار چشم به آن دارد. صدای موسیقی کم کم با صدای انفجار در هم
آمیخته و حجمی غیر معمول می گیرد. اسماعیل چشمانش را بسته است. طنین
صداهای انفجار کشیده می شود.
واپسین دم غروب. خارجی. کلبه
گیلانه کز
کرده روی تخت نشسته است. مات به نقطه ای دور خیره مانده است. در نمایی
کاملا دور، کلبه و چراغ روشن آن دیده می شود. مه غلیظی از دوردست پیش می
آید و گیلانه و کلبه را در خود فرو می برد.*
* گیلانه/ رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب
پنج-
مقابل خانه فیروزه. خارجی. روز
اعلا
زنگ خانه فیروزه را می زند، چندین بار. بی فایده است، کسی جواب نمی دهد،
غفوری کنار ریل منتظر اعلاست، اعلا هم چنان امیدوار زنگ می زند.
اتاق فیروزه. داخلی. روز
فیروزه
کنار پنجره نشسته است. صدای زنگ پیاپی شنیده می شود، در تردید است که آیا
جواب دهد یا نه، اما نه، جواب نمی دهد و باز صدای زنگ. سیگاری روشن می
کند، تصمیمش را گرفته، مشغول کشیدن سیگار می شود. صدای آخرین زنگ. اعلا بی
جواب می ماند، قطاری پر صدا می گذرد.*
* شهر زیبا/ اصغر فرهادی
دو- تکرار دوباره و چند باره ی کلیشه ها به چه کار می آید؟
سه- این فضای پراسترس عصبی که همه مان درش نفس می کشیم، ما را کجا می کشاند؟
چهار- عصیان بر علیه زندگی عادی و شکستن تابوها تا کجا مجاز است؟
پنج- ....
حالا اگر می خواهید هم این مقدمه ی جالب کتاب را بخوانید و هم با خواندن این داستان های بی ضرر یک دل سیر بخندید، به اولین کتاب فروشی که رسیدید هزار تومان بدهید و یک کتاب «قصه های از نظر سیاسی بی ضرر» بخواهید.
* قصه های از نظر سیاسی بی ضرر/ جیمز فین گارنر/ برگردان احمد پوری/ نشر مشکی
** توضیحات این پست با کمک مقدمه ی کتاب نوشته شده است.

رژه با صدای بلندی شروع شد. همین که هیکل پریده رنگ ورقلمبیده ی امپراتور ظاهر شد، همه یک مرتبه با فریاد و تحسین از لباس زیبا و تازه ی امپراتور تعریف کردند. فقط یک بچه از میان جمعیت فریاد زد: «امپراتور لخت است» رژه متوقف شد. امپراتور درنگی کرد. صدای هیس توی جمعیت پیچید، تا این که کشاورزی باهوش و زرنگ یک مرتبه فریاد زد: « نه، اعلیحضرت لخت نیستند، بلکه دستور به آزادی در انتخاب لباس داده اند.» جمعیت یکباره هلهله کرد. همه لباس هایشان را درآوردند و زیر نور آفتاب به رقص و پایکوبی پرداختند. از آن روز به بعد کشور آنها تبدیل به جامعه ای آزاد در انتخاب لباس شد.*
* قسمتی از داستان لباس جدید امپراتور
* جای خالی سلوچ/ محمود دولت آبادی
دو- دیدن درباره ی الی مثل خواندن بعضی کتاب هاست که دوست نداری تمام شوند، آرام آرام می خوانی تا لذت خواندنش در وجودت ته نشین شود. وقتی از سالن سینما بیرون آمدم به خودم گفتم کاش ادامه پیدا می کرد، کاش آن سکانس پایانی که انگار یادآوری می کند زندگی ادامه دارد دنباله ای داشت. درباره ی الی به شدت شبیه خود زندگی است. چرا دارم تعریف می کنم؟ خودتان می بینید و قضاوت می کنید.
سه- تا پیش از دیدن ِ فیلم فکر می کردم بعد از چهارشنبه سوری فرهادی روایت پیچیده ای را برای فیلم ِ جدیدش انتخاب کرده است، اما درباره ی الی فیلمی است با روایتی ساده درباره ی قضاوت و اخلاق، که پیش از این هم در شهر زیبا و چهارشنبه سوری به نوعی دیگر گفته شده بود. درباره ی الی البته فقط در ظاهر فیلم ساده ای است ونشان می دهد که آدم های باهوشی مثل اصغر فرهادی چقدر ساده به دنیا و آدم های اطرافشان نگاه می کنند و این سادگی در عین حال چقدر پیچیده است.

چهار- گروه بازیگری فیلم به گمان من لیاقت گرفتن یک جایزه ی ویژه ی بازیگری را دارد و کار فرهادی در بازی گرفتن از این گروه هم قابل تحسین است. از میان گروه بازیگران بازیِ شهاب حسینی، مریلا زارعی و پیمان معادی به شدت در خشان است.
پنج- بعد از دیدن درباره الی با خیال راحت می توان گفت که وجود اصغر فرهادی برای سینما ما غنیمتی است، کمتر فیلمسازی در این سه دهه داشته ایم که پیشرفتش فیلم به فیلم این قدر محسوس باشد، حتی درباره ی الی فاصله ی زیادی با چهارشنبه سوری دارد. این طور حرف زدن و حکم کلی دادن درباره ی فیلمی که اساسش بر قضاوت است حیف است، درباره ی الی را باید چند بار دید و در هربار دیدن لایه های پنهانش را کشف کرد و چون بنا را بر این گذاشته ام که داستان ِ فیلم را لو ندهم، نوشتن یادداشت ِ مفصل تر را برای زمان اکران ِ عمومی فیلم می گذارم که امیدوارم به همین زودی ها دست دهد.
یکی دربست و دیگری پول خُرد.

پی نوشت: این عکس را بعدازظهر یکی از همین روزهای یکی دو هفته ی گذشته، دوستم هومن گرفته است. داشتن رفیق ِ خوب هم نعمتی است، حالمان خوب باشد یا بد، یک گوشه ای را داریم که کنار هم بنشینیم و با هم گپ بزنیم و معمولا این حرف زدن ها حال من یکی را خوب می کند، البته با فنجان های داغ ِ چای و شکلاتی که همیشه او دوست ندارد و من سهمش را می خورم.
* آشپزخانه/ بانانا یوشیموتو
- با صدای بیژن مفید در قسمت دوم نمایشنامه ی ماه و پلنگ + با صدای فریدون فروغی + با صدای دریا دادور
یک- بی پولی (حمید نعمت ا...) : معمولا در سینمای ایران وقتی فیلم ِ اول کارگردانی خوب از آب در می آید، همه منتظر فیلم دوم می مانند و در بیشتر موارد این انتظار نتیجه ی خوبی نمی گیرد. بعد از تجربه ی بوتیک همه چشم انتظار دیدن ِ فیلم جدید نعمت ا... هستند که پنج سال بعد از موفقیت بوتیک ساخته شده و گفته می شود برخلاف بوتیک، این فیلم فضای مفرحی دارد. لیلا حاتمی بعد از مدت ها غیبت و بعد از تجربه ی ضعیف سریال پریدخت و بهرام رادان بعد از شکست چهار انگشتی و اتفاقی که برای سنتوری افتاد نقش زن و شوهر فیلم را بازی می کنند و هر دو از بخت های بردن سیمرغ هستند. به جز این دو، بی پولی تعدادی نقش فرعی هم دارد که بازیگرانی مثل حبیب رضایی، بابک حمیدیان، امیر جعفری و سیامک انصاری این نقش ها را بازی کرده اند و شانس فیلم برای مطرح شدن در بخش بازیگران مکمل هم وجود دارد. بی پولی نشان می دهد که موفقیت بوتیک تصادفی بوده یا سینمای ایران صاحب یک فیلمساز صاحب ذوق دیگر هم شده است، زمزمه های پیش از جشنواره که حدس دوم را تایید می کنند.
دو- بیست (عبدالرضا کاهانی) : عبدالرضا کاهانی بیش از بیست دو فیلم آدم و آن جا را ساخته که اولی هنوز اکران عمومی نشده و دومی هم ظاهرا توقیف است. ولی بیست بیشترین کنجکاوی ها را بابت گروه بازیگران حرفه ای بر می انگیزد. بازیگرانی که گفته می شود اغلب در نقش هایی متفاوت با پرسونای بازیگری شان جلوی دوربین رفته اند. پرویز پرستویی، حبیب رضایی، مهتاب کرامتی، فرشته صدرعرفایی و علی رضا خمسه بازیگران فیلم هستند و گفته می شود در این فیلم جلوه های تازه ای از بازی کرامتی و رضایی را خواهیم دید. داستان فیلم هم درباره ی کارگران رستورانی است که قرار است تا بیست روز آینده تعطیل شود. حضور پرستویی و فرشته صدر عرفایی شباهت هایی با کافه ترانزیت را به یاد می آورد.
سه- پستچی سه بار در نمی زند (حسن فتحی) : احتمالا این فیلم هم در ادامه ی دغدغه های همیشگی حسن فتحی درباره ی تاریخ، فلسفه است که این بار در یک ساختمان سه طبقه و در سه دوره ی زمانی متفاوت یعنی زمان معاصر، دهه ی چهل و دوران قاجار روایت می شود. فیلم ساختاری غیرخطی دارد و در بعضی قسمت ها روایت داستان در زمان حال و گذشته با هم تلفیق می شود. محمد رضا فروتن- با یک گریم به شدت متفاوت- باران کوثری، پانته آ بهرام، امیر جعفری، رویا تیموریان و علی نصیریان گروه بازیگران فیلم ِ فتحی را تشکیل می دهند که امیر جعفری و علی نصیریان قبل از این تجربه ی موفق سریال میوه ممنوعه را با فتحی داشته اند. بعد از چند سریال مناسبتی ِ موفق و فیلم خوش رنگ و لعاب ِ ازدواج به سبک ایرانی، این فیلم می تواند باب تازه ای را در کارنامه ی حسن فتحی باز کند.
چهار- تردید (واروژ کریم مسیحی): تردید سال ها پس از موفقیت پرده آخر اقتباس ایرانی از نمایشنامه ی هملت شکسپیر است و قرار است همه را به این نتیجه برسد که سکوت ِ واروژ کریم مسیحی در این سال ها به ضرر سینمای ایران تمام شده است. گروه بازیگری فیلم از بهرام رادان و ترانه علیدوستی گرفته تا حامد کمیلی که در اولین تجربه ی سینمایی اش با گروهی از سرشناس ترین بازیگران سینما همبازی شده و دیگرانی مثل مهتاب کرامتی، علی رضا شجاع نوری، داریوش ارجمند و محمد مطیع که پس از سال ها به سینمای ایران برگشته می توانند خاطره ی بازی های بی نقص پرده آخر را تکرار کنند. تردید اگر ذره ای از کمال گرایی کارگردان پرده آخر را در خود داشته باشد مطمئنا اتفاق بزرگی در سینمای رخوت زده ی این سال هاست.
پنج- حیران (شالیزه عارف پور) : شالیزه عارف پور سال ها دستیار رخشان بنی اعتماد بوده، فیلمنامه ی حیران را نغمه ثمینی نوشته، جهانگیر کوثری تهیه کننده ی فیلم است و باران کوثری یکی از نقش های اول فیلم را بازی کرده است. حیران احتمالا شباهت زیادی به سینمای بنی اعتماد دارد و همین جذابیت تماشایش را زیاد می کند، ضمنا فیلم آخرین حضور خسرو شکیبایی بر پرده ی سینماست. مهرداد صدیقیان که چند سالی است به عنوان یک بازیگر تازه نفس اسمش بر سر زبان ها افتاده، نقش جوان افغانی فیلم را بازی می کند و فرهاد اصلانی و ژاله صامتی دو بازیگری هستند که نقش های مکمل فیلم را بازی می کنند.گروه فنی فیلم هم یک گروه حرفه ای است؛ حسین جعفریان، امیر اثباتی، علی کهن دیری و مهرداد میرکیانی به ترتیب مدیر فیلمبرداری، طراح صحنه و لباس، سازنده موسیقی متن و طراح چهره پردازی فیلم هستند و بنابراین شانس مطرح شدن فیلم در بخش های فنی هم وجود دارد.
شش- درباره ی الی (اصغر فرهادی) : با وجود پذیرفته شدن فیلم در بخش مسابقه ی جشنواره ی برلین هنوز مشخص نیست که فیلم در جشنواره نمایش داده می شود یا نه؟ ولی می شود پیش بینی کرد که در صورت نمایش فیلم در جشنواره خیلی ها برای دیدنش سر و دست بشکنند و احتمالا در اکران عمومی هم جز فیلم های پرفروش سال باشد. روند رو به رشد اصغر فرهادی از سریال داستان یک شهر تا فیلم های سینمایی رقص در غبار، شهر زیبا و چهارشنبه سوری خیلی ها را کنجکاو و منتظر ِ دیدن ِ درباره ی الی نگه داشته است بخصوص که مدیر جشنواره ی برلین هم درباره ی این فیلم گفته است که این فیلم آغاز موج نوی فیلم های ایرانی است. فرهادی تا قبل از چهارشنبه سوری بیشتر درباره ی طبقه ی پایین اجتماع فیلم می ساخت ولی چهارشنبه سوری و درباره ی الی هر دو درباره ی معضلات قشر متوسط جامعه اند. داستان فیلم درباره ی چند خانواده است که برای سفری چند روزه به شمال می روند. گروه بازیگران فیلم هم ترکیب جالبی است از ترانه علی دوستی و گل شیفته فراهانی که برای اولین بار در کنار هم بازی کرده اند تا مریلا زارعی، شهاب حسینی، رعنا آزادی ور و مانی حقیقی- کارگردان کنعان که فیلمنامه ی چهارشنبه سوری را با فرهادی نوشته بود- و یک فیلمنامه نویس دیگر، پیمان معادی که گفته می شود حضور به شدت خوبی در فیلم دارد. نمایش درباره ی الی احتمالا یکی از اتفاق های جذاب جشنواره ی امسال خواهد بود.
هفت- دوزخ، برزخ، بهشت (بیژن میرباقری) : معمولا در سینمای ایران فیلم های اپیزودیک تجربه های چندان موفقی نیستند. فیلم جدید بیژن میرباقری یک فیلم سه اپیزودی است که در قصه ی اول زن و شوهری را می بینیم که تازه از همدیگر جدا شده اند، در قصه ی دوم مرد میانسالی را می بینیم که همسرش را تازه از دست داده است و در قصه ی سوم زندگی زنی را می بینیم که سعی می کند با فقدان همسرش کنار بیاید. ویژگی اصلی دو کار قبلی میرباقری کار در فضاهای داخلی و شخصیت های محدود است و این بار هم به نظر می رسد ویژگی اصلی فیلم شخصیت ها و حالات متفاوت شخصیتی افراد است که در مواجهه با هم وجوه دیگری از شخصیت شان را به نمایش می گذارند.

هشت- زاد بوم (ابوالحسن داوودی) : در کارنامه ی سینمایی داوودی معمولا یک در میان فیلم های جدی و کمدی وجود دارد ولی این بار داوودی این قاعده را رعایت نکرده و بعد از ساخت تقاطع سراغ زادبوم آمده است که طرح اصلی اش متعلق به رضا میرکریمی است، داستان فیلم درباره ی یک خانواده ی معاصر ایرانی است و فیلمبرداری آلمان و قشم انجام گرفته است. فیلمنامه را فرید مصطفوی نوشته که پیش از این فیلمنامه ی تقاطع را نوشته بود و ظاهرا در ساختار هم زاد بوم شباهت هایی با تقاطع دارد. عزت ا... انتظامی از نسل اول، مسعود رایگان و رویا تیموریان از نسل دوم و بهرام رادان و پگاه آهنگرانی از نسل سوم بازیگران ایرانی گروه بازیگری فیلم هستند و احتمالا به سیاق تقاطع اینجا هم هیچ کدام از بازیگران نقش اصلی را ندارند. داوودی از جمله فیلمسازانی است که می شود با خیال راحت به تماشای فیلم شان نشست چون هیچ وقت از سطح استاندارد خاصی پایین تر نمی روند.
نه- سوپراستار (تهمینه میلانی) : بعد از توقیف ِ تسویه حساب تهمینه میلانی دنیای زنان را کنار گذاشته و سوپر استار را با اقتباس از داستان ِ آگوستوس هرمان هسه ساخته است. داستان فیلم درباره ی یک ستاره ی سینماست که ورود دختری جوان زندگی اش را متحول می کند. محمدرضا گلزار و بهرام رادان نقش این ستاره ی سینما را قبول نکردند و نقش به شهاب حسینی رسید که شاید این نقش سکوی پرتاب تازه ای برایش باشد. نقش دختر جوان را هم چهره ی تازه ای به اسم فتانه ملک محمدی بازی می کند، چند چهره ی سرشناس دیگر هم نقش های کوتاه فیلم میلانی را بازی می کنند. گفته می شود فیلم ِ میلانی یکی از فیلم های ژانر جدید التاسیس معناگراست که داستانش در شهر و در فضاهای مدرن اتفاق می افتد. سوپراستار احتمالا مطابق فیلم های میلانی باب بحث ها و انتقاد های فراوانی را باز خواهد کرد و با توجه به اظهار نظرهای وزیر ارشاد و معاون امور سینمایی درباره ی فیلم و اظهار رضایت شان از ساخته شدن این فیلم احتمالا شانس مطرح شدن و گرفتن سیمرغ را هم خواهد داشت.
ده- شبانه روز (کیوان علیمحمدی، امید بنکدار) : لیست پر تعداد بازیگران فیلم بیشتر از همه تماشاگر ِ عادی را کنجکاو به دیدن فیلم می کند و تماشاگران دیگر هم احتمالا با تجربه ای که از دیدن فیلم های کوتاه علی محمدی و بنکدار و فیلم شبانه دارند به دیدن فیلم خواهند رفت. گفته می شود برخلاف شبانه این یکی فیلمی قصه گو با بازی های فرمی است که ویژگی کار های علی محمدی و بنکدار است و حامد بهداد هم نقش سیاوش کسرایی را بازی می کند که اگر از قبل از حضور بهداد در فیلم مطلع نباشید امکان تشخیص بهداد در چنین نقشی نزدیک به صفر است.
یازده- صداها (فرزاد موتمن) : صداها یک درام جنایی/ معمایی است و سومین همکاری سعید عقیقی با فرزاد موتمن بعد از دو تجربه ی موفق هفت پرده و شبهای روشن است. موتمن بعد از شب های روشن دو فیلم باج خور و جعبه ی موسیقی را ساخته که هیچ کدام فیلم های موفقی نبودند و حالا صداها با یک روایت غیرخطی که داستانش در یک مجتمع مسکونی می گذرد قرار است ناکامی های چند ساله ی موتمن را جبران کند. تمام فیلم در فضای بسته ی مجتمع مسکونی می گذرد و به گفته ی موتمن صداها یکی از متفاوت ترین فیلم های سینمای ایران در چند سال اخیر است.
دوازده- عیار 14 (پرویز شهبازی) : در فاصله ی نفس عمیق و عیار 14 پرویز شهبازی فقط فیلمنامه ی به اهستگی را نوشت که مازیار میری آن را ساخت. داستان عیار 14 در یک شهر دور افتاده اتفاق می افتد و فیلم سه چهار بازیگر اصلی بیشتر ندارد. محمدرضا فروتن، کامبیز دیرباز، پوریا پور سرخ و مهشید افشارزاده، بازیگری که در دهه ی شصت در چند فیلم از تهمینه میلانی و فیلم های حادثه ای و اکشن بازی کرد و مدت هاست که در هیچ فیلمی حضور نداشته است. گفته می شود عیار 14 ویژگی هایی شبیه به فیلم های وسترن دارد و در جشنواره های خارجی هم مطرح شده است. احتمالا شهبازی با عیار 14 طرفداران نفس عمیق را ناامید نمی کند.
سیزده- وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی) : هشت سال بعد از سگ کشی و بعد از اتفاقاتی که برای لبه ی پرتگاه افتاد، بیضایی فیلمنامه ی وقتی همه خوابیم را با توجه به اتفاقات پشت صحنه ی سینما نوشت و برخلاف کارهای اخیر بیضایی این یکی خیلی بی سروصدا به مرحله ی تولید و ساخت رسید. بیشترین کنجکاوی ها در مورد فیلم بیضایی به حضور حسام نواب صفوی برمی گردد که حضورش در فیلمی از بیضایی کمی دور از ذهن و غریب به نظر می رسد، نقش اول زن فیلم را هم مطابق آثار چند سال اخیر بیضایی مژده شمسایی بازی کرده است. وقتی همه خوابیم احتمالا برای گرفتن سیمرغ در بیشتر بخش ها یکی از کاندیداهای اصلی خواهد بود ونکته ی دیگر حضور واروژ کریم مسیحی در جشنواره بعد از مدت هاست که سال ها دستیار بهرام بیضایی بوده است.
و
چهارده- هرشب تنهایی (رسول صدرعاملی) : این دومین بخش از سه گانه ی زیارت است که قسمت اولش، شب سال گذشته در جشنواره اکران شد و قسمت سومش هنوز ساخته نشده است و به نظر می رسد صدر عاملی هم فعلا تصمیمی برای ساخت قسمت سوم ندارد. فیلمنامه را کامبوزیا پرتوی نوشته که پیش از این برای صدرعاملی فیلمنامه ی من ترانه پانزده سال دارم را نوشته بود و لیلا حاتمی و حامد بهداد زن و شوهر فیلم هستند که روبرو شدن این دو بازیگر در این فیلم احتمالا یکی از اتفاق های جشنواره ی امسال است، بخصوص که حامد بهداد از بازی در کنار حاتمی به عنوان یک تجربه ی خوب یاد کرده است. هر شب تنهایی در بخش خارج از مسابقه ی جشنواره شرکت کرده است.
می توان بابت پذیرفته نشدن آتشکار، کتاب قانون، صد سال به این سال ها و پاداش حسرت خورد، می توان از سرنوشت خاک آشنا ی بهمن فرمان آرا سوال کرد که بعد از گرفتن جوایز جشن خانه سینما هم چنان خبری از نمایشش نیست، می توان دعا کرد که مشکل نمایش درباره ی الی حل شود، می توان دعا کرد که امسال جشنواره ی پربارتری داشته باشیم و حال سینما کمی بهتر شود، می توان...
دو- دیروز که برای رفتن به دانشگاه سوار تاکسی شده بودم و اخبار رادیو جوان از رادیویِ تاکسی خبری درباره ی فیلتر شدن برخی سایت های خبری پخش کرد و مطابق معمول هم یکی از مسوولین خبر را تکذیب کرد، فکر نمی کردم که این خبر گریبان هفتان را هم گرفته است و وقتی بعد از امتحان به عادت همیشه اول از همه سراغ هفتان آمدم و با عنوان مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نیست روبرو شدم، بیشتر از همه برای خودم متاسف شدم و باز این سوال تکرار شد که ما کجای این دنیا زندگی می کنیم؟ جایی که همه خوابند.