|
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
|
* روایت عور/ جواد مجابی/ نشر ققنوس
تصمیم گرفته ام نگذارم این روزهایم خراب شود، نگذارم حالم از چیزی که هست بدتر و آشفته تر شود. تصمیم گرفته ام بگذرانم و خوش باشم، بی خیال شده ام، منفعل اما؛ نیستم. دوباره پیاده روی های شبانه را از سر گرفته ام. دوباره فیلم می بینم، کتاب می خوانم، موزیک گوش می کنم و با رفقا بحث راه می اندازیم و این بحث ها همیشه از چیزهای کوچک و کم اهمیت شروع می شود و به اتفاقاتِ مهم تری می رسد. درس می خوانم و سر کلاس با استادها درباره ی همه چیز و همه کس حرف می زنیم. موضوع های تازه ای برای مقاله های دانشگاه پیدا می کنم و پوشه های جدیدی برای داستان های تازه ام باز می کنم. پاساژ گردی می کنم و چیزهایِ نو می خرم. به بعضی اتفاقاتِ این اطراف می خندم و کم کم دارد از بعضی اتفاقاتِ تکراری این گوشه و کنار خوشم می آید؛ فقط حیف که همه ی این ها دارد با سرعتی باورنکردنی می گذرد.
خوش می گذرد اما کمی تند می گذرد...
به غیر از این گفتگو، لیلی نیکونظر هم یک گفتگو با رضا کیانیان درباره ی کتابِ تازه اش این مردم نارنین انجام داده که همین روزها نشر مشکی چاپ اش کرده است و در این گفتگو قسمت هایی از خاطرات کیانیان میان مردم هم آورده شده است.
نگار مفید هم یک پرونده ی کوچکِ خواندنی درباره ی کافه ها درآورده به قولِ خودش با سه مطلبِ ساده؛ اولی درباره ی جوان هایی که می خواهند موفقیت در کافه ها را تجربه کنند، دومی درباره ی کافه های شلوغِ این روزها و رویاهای اولیه ی صاحبانِ آنها و سومی خاطرات نیما محمدی پاشاک از دورانی که کافه دار بوده است.
به غیر از صفحات همیشگی مجله، معرفی کتاب تازه ی جومپا لاهیری، خاک غریب همراهِ یادداشت امیر مهدی حقیقت ، مترجم کتاب و صفحه ی نوستالژی به مناسبت تولد دکتر محمد مصدق از دیگر صفحات خواندنی این شماره اند.
شناسنامه: چلچراغ/ شماره ی340/ شنبه بیست و ششم اردی بهشت 1388/ هفتصد تومان
دو- شماره ی ویژه ی بهار مجله ی فیلم با دو پرونده ی خواندنی همین هفته ی گذشته روی دکه ی روزنامه فروشی ها نشسته است. پرونده ی اول با نام سینما و ادبیات دنباله ی پرونده ی است که سال گذشته مجله ی فیلم درباره ی اقتباس هاس سینمایی از آثار ادبی منتشر کرده بود. این بار نویسندگان درباره ی فیلم های محبوبشان و فیلم سازان درباره ی داستان های محبوبشان نوشته اند که به ترتیب فرخنده آقایی درباره ی مادر، ناتاشا امیری درباره ی پرده آخر، فرهاد جعفری درباره ی سوته دلان، امیر حسن چهل تن درباره ی چند فیلم کیمیایی، تقوایی و زیر درختان زیتونِ کیارستمی، علی خدایی درباره ی آثار حاتمی، بلقیس سلیمانی درباره ی گاو، محمد حسن شهسواری درباره ی خشت و آینه، مرجان شیرمحمدی درباره ی آثار کیمیایی، علی اصغر شیرزادی درباره ی آب و آتش، نازنین لیقوانی درباره ی شب یلدا و حسین سناپور، سپیده شاملو و سیامک گلشیری از میان نویسندگان و کمال تبریزی، علی رضا داوود نژاد، سیف ا... داد، رسول صدرعاملی، انسیه شاه حسینی، داریوش فرهنگ، مهدی کرم پور، شهرام مکری و ایرج کریمی از میان فیلم سازان یادداشت های این پرونده را نوشته اند. گفت و گو با علی رفیعی درباره ی تئاتر شکار روباه و جلوه های سینمایی در آثار تئاتری اش و برنامه ها و طرح هایی که برای ساخت فیلم های سینمایی دارد و یک پرونده ی دیگر درباره ی آموزش گاه های سینمایی از مطالب ِ دیگر شماره ی جدید مجله است. ضمنا فیلم وعده ی انتشار شماره ی چهارصد را با سردبیری ابراهیم حاتمی کیا داده است که قرار است مهر 1388 منتشر شود.
شناسنامه: فیلم/ شماره ی 394/ بیست اردی بهشت 1388/ هزار تومان
سه- شماره ی آخر مجله ی مردم و جامعه را دریابید که امروز بعد از انتشار چهارده شماره در دوره ی جدید انتشارش لغو ِ امتیاز شد.
خواستم یادآوری کنم: عروسکای خوبیم/ از سنگ و میخ و چوبیم...
پی نوشت: کسی اینجا هست که از سرنوشت این عروسک ها باخبر باشد؟ کسی می داند که در کدام انبار و آرشیو خاک می خورند؟ و اصلا اثری ازشان باقی مانده است یا نه؟
پی نوشت:دانلود آهنگ تیتراژ هادی و هدی
دو- هیچ چیز بیشتر از پچ پچه های درگوشی آدم ها عذابم نمی دهند. آدم هایی که فکر می کنند صلاح و مصلحت دنیا و زندگی را خودشان می دانند و بس و به قول فروغ: « در عین این که تو را می بوسند/ طناب دار تو را می بافند. »
این جاست که احساس می کنی خوش بخت ترین وبلاگ نویس دنیا تو هستی.
محله هاشان که شیک و اشرافی است/ و نوکر ها و ارباب ها مدام در آن در رفت و آمدند،/ محله هایی مثل لویز برگ اسکوایز در بوستون یا بل ایر در لوس آنجلس،/ اکنون به صورت مناطقی در آمده اند مثل وال استریت در شب هنگام/ یا تومپ استون وقتی که از رونق اقتصادی افتاد.
هنر خر پول ها غیب شدن است/ همیشه می خواهند نشان دهند که می توانند./ جای دیگری باشد، آنها را راه ندهید./ پول آنها نوعی فقر است.*
* جان آپدایک/ ترجمه ی صفدر تقی زاده
پی نوشت: از جان آپدایک به تازگی نشر ققنوس رمان فرار کن خرگوش با ترجمه ی سهیل سمی را چاپ کرده است.
دوم این که همشهری جوان این هفته یک منوی پیشنهادی برای کتابخوان شدن ملت چاپ کرده که اگر چه بعضی از کتاب های پیشنهادی چندین و چندبار به بهانه های مختلف توی همین همشهری جوان معرفی شده اند ولی باز هم خواندن منوی پیشنهادی برای کتابخوان شدن خالی از لطف نیست.
* روایت عور/ جواد مجابی
رمان نگران نباش ِ شما را خواندم و برخلاف بعضی از دوستان و اطرافیانم چندان دوستش نداشتم، برای این دوست نداشتن هم دلایل خودم را دارم که اینجا و فعلا مجال و حوصله ی طرح کردن اش نیست. اما خواستم بگویم انصافا آن قورباغه ها را خوب آمده بودید. همان بچه قورباغه هایی که توی تمام تن شادی شنا می کردند، طوری که روزهای بعد هروقت به شادی فکر می کردم یاد بچه قورباغه ها هم می افتادم.