تجربه های آزاد
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
پی نوشت: آقایان، خانم ها من یکی به سهم ِ خودم خواهش می کنم برای یک بار هم که شده این آلبوم را دانلود نکنید، بخرید. که برای همیشه با هم دوست باشیم این راه، خیلی ساده است: «هرچه من می گویم، انجام بده!»* * شل سیلور استاین س ب ز خواهد شد/ می دانم، می دانم، می دانم... * ترانه ی بی تربیت/ گروه کیوسک/ از آلبوم ِ عشق سرعت درباره ی کیوسک: کیوسک یک گروه موسیقی زیرزمینی بود که در ایران با سرپرستی آرش سبحانی شکل گرفت. بعد از مدتی با مهاجرت اعضای گروه به کانادا آلبوم ِ اول این گروه به نام آدم معمولی منتشر شد. ترانه های کیوسک در دو آلبومِ اول یعنی آدم معمولی و عشق سرعت اغلب انتقادی، اجتماعی و وصف حال ِ جامعه امروز ِ ایران است اما آلبوم ِ سوم این گروه با اسم ِباغ وحش جهانی رنگ و بوی سیاسی بیشتری دارد. طنز ِ خاص ِ آرش سبحانی در سرودن و خواندن ِ ترانه ها موسیقی ِ کیوسک را شنیدنی تر می کند. سبک ِ موسیقی کیوسک راک همراه با رگه هایی از موسیقی بلوز است. پی نوشت: خیلی دلم می خواهد آرش سبحانی و گروه کیوسک، یک روز این آهنگ را جلوی چند تا از این مجری های عصا قورت داده ی اعصاب خورد کن تلویزیون اجرا کنند. کسانی که داخل ایران هستند برای شنیدن آهنگ های کیوسک، از سه آلبوم آدم معمولی، عشق سرعت و باغ وحش جهانی چاره ای جز دانلود ندارند. برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید. تمام زندگی صبح گاه ِ من این است:/ پس از گشودن چشم،/ در آب چشمه آینه دست و رو شستن/ پس از نیایش نور،/ سپیده دم را در زرده تخم خام زدن/ نسیم تر را با شیر تازه نوشیدن/ پس از رهایی تن،/ خیال را به صعود پرندگان بستن:/ گسستن از همه،/ رفتن،/ به خویش پیوستن.* * نادر نادر پور * فریدون مشیری کی می آد با هم بریم؟ زیر ِ بارون بمونیم/ خیس بشیم آی خیس بشیم، واسه ابرا بخونیم/ کوچه ها خیابونا، عابرای خیس ِ آب/ گره ِ کور ِ عبور، افسرای خیس ِ آب/ غزل و ترانه خیس، حرف ِ عاشقانه خیس/ گونه ی ستاره خیس، قصه ی شبانه خیس/ خیسه این جا همه چی، همیشه ابره هوا/ عصای پدربزرگ، حتی مشق ِ بچه ها/ خیلی ساله می باره، این بارون بند نمی آد/ روزای آفتابی رو، هیشکی یادش نمی آد/ آخر ِ خبر شبا، تو هوا شناسیا/ همیشه جمله اینه: فردا ابره همه جا/ بغض ِ این ابر سیاه، آخ اگه تموم بشه/ آخ اگه خورشید خانوم، دوباره قد بکشه/ غزل و ترانه خیس، حرف عاشقانه خیس/ گونه ی ستاره خیس، قصه ی شبانه خیس/ کی می آد با هم بریم؟ زیر ِ بارون بمونیم/ خیس بشیم آی خیس بشیم، واسه ابرا بِخونیم/ مطربای دوره گرد، پنجه های بارونی/ باز از آفتاب می خونن، با صدای بارونی/ غزل و ترانه خیس، حرف ِ عاشقانه خیس/ گونه ی ستاره خیس، قصه ی شبانه خیس* * ترانه ی بارونی/ از آلبوم « تو »/ شهرزاد سپانلو/ ترانه: سعید کریمی * عمران صلاحی هرگز برای ما بی رزمِ مشترک آسان نمی شود... *سیاوش کسرایی گچ های سقف ممکن است بریزد پوسیده اند پله ها و پنجره ها، درها با احتیاط، از لای پرده ببین قزاق ها در کوچه گشت می زنند هنوز؟!* *حافظ موسوی برفی سنگین نشست درختی زیبا شد درختی شکست. شهاب مقربین پی نوشت: وقتی ظهر داغ یک روز بهاری زیر باد کولر گازی هوس برف کنی و بعد توی آرشیو عکس هایت، عکس یک روز برفی را ببینی نوبر است. محله هاشان که شیک و اشرافی است/ و نوکر ها و ارباب ها مدام در آن در رفت و آمدند،/ محله هایی مثل لویز برگ اسکوایز در بوستون یا بل ایر در لوس آنجلس،/ اکنون به صورت مناطقی در آمده اند مثل وال استریت در شب هنگام/ یا تومپ استون وقتی که از رونق اقتصادی افتاد. هنر خر پول ها غیب شدن است/ همیشه می خواهند نشان دهند که می توانند./ جای دیگری باشد، آنها را راه ندهید./ پول آنها نوعی فقر است.* * جان آپدایک/ ترجمه ی صفدر تقی زاده پی نوشت: از جان آپدایک به تازگی نشر ققنوس رمان فرار کن خرگوش با ترجمه ی سهیل سمی را چاپ کرده است. * حافظ موسوی * محمد علی سپانلو/ از دفتر فیروزه در غبار پی نوشت: سپانلو این شعر را به شهردار آینده تهران تقدیم کرده است. از تهران که دور باشی، خواندن این شعر و تصور کردن این که یک روز در همین تهران ِ شلوغ خودمان بشود قایق سواری هم کرد لذت غریبی دارد. در عشق دیدن تو هواه خواه غربتم موطن آدمی را بر هیچ نقشه یی نشانی نیست موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش می دارند. * نصرت رحمانی - با صدای بیژن مفید در قسمت دوم نمایشنامه ی ماه و پلنگ + با صدای فریدون فروغی + با صدای دریا دادور



دو تا موی رها داری
تو اون چشات چیا داری
بلا داری بلا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
توی سینت صفا داری
توی قلبت وفا داری
صف عشاق بدبختو
از اینجا تا کجا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
به یک دم می کشی ما را
به یک دم زنده می سازی
رقابت با خدا داری
دو تا چشم دو تا چشم
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
نظر داری نظر داری
نظر با پوستین پوش حقیری مثل ما داری
نیگا کن با همه رندی
رفاقت با کیا داری
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
نظر داری نظر داری
خبر داری خبر داری
خبر داری که این دنیا همش رنگه؟
همش خونه، همش جنگه؟
نمی دونی، نمی دونی
نمی دونی که گاهی زندگی ننگه
نمی بینی، نمی بینی؟
که دست افشان و پاکوبان و خرسندم
نمی بینی که می خندم
آخ نمی بینی که دلم تنگه،تو این دریای چشمان سیاه رو
پس چرا داری دو تا چشم دو تا چشم
دو تا چشم سیاه داری،دو تا موی رها داری
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
من آن خزان زده برگم که باغبان طبیعت
برون فکنده ز گلشن به جرم چهره زردم
دو تا چشم سیاه داری
دو تا موی رها داری
| Design By : Night Skin |

