تجربه های آزاد
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
سه شنبه ظهر، وقت ِ حرکت یک نفر گفت: «از تونل ِ کندوان که بیرون بریم جهنم رو به چشم ِ خودتون می بینید.» سه شنبه عصر، کنار اتوبان یادگار امام زیر آفتاب ِ داغ ایستاده بودیم و ماشین مان را تماشا می کردیم که وسط اتوبان له شده بود. صدای بوق ِ ماشین ها و فحش هایی که راننده ها نثار همدیگر می کردند، البته جزیی از موسیقی متن صحنه بود. آسمان تهران/ عصر چهارشنبه بعد از بارش باران...
صبح که از خانه ی مادربزرگ بیرون زدیم و مادربزرگ کاسه ی آب را پشت سرمان خالی کرد، با خودم فکر کردم کجا تا سال دیگر که دوباره این همه آدم دور هم جمع شوند؟ اگر که خانه ای مانده باشد و اگر، اگر...
هنوز از راه نرسیده دلم برای هوای دم کرده ی اهواز تنگ شده است. یک هفته ای بیشتر تهران نمی مانم.

همه دارند بر می گردند، همه توی ماشین ها نشسته اند تا جاده باز شود و ماشین ها حرکت کنند، از هم سبقت بگیرند، راننده ها بوق بزنند و به هم فحش بدهند تا برسند به خانه هایشان.
زن خانه دار می رود تا برسد به آشپز خانه اش که باز از آن بوی غذا بلند است، به غرغر های شوهرش و صدای جیغ و داد بچه هایش. به ظرفهای نشسته و لباسهای چرک.
زن و مرد کارمند می روند تا برسند به صدای زنگ هر روزۀ ساعت راس شش صبح، به صبحانه خوردنهای هول هولکی، به ترافیک صبح تهران، به مچاله شدن بین مردم داخل اتوبوس و واگن های مترو، به چشم غره های رییس بابت دیر رسیدن های پی در پی، به التماسهای بی دلیل ارباب رجوع، به حرفها، غیبت ها و پشت هم اندازیها برای همکارهایشان، به خستگی های هر روزه، به تکرار هر روزۀ جملۀ دیگر ادامه نمی دهم، به دراز کشیدن های هر شب پای تلویزیون و تماشای برنامه های تهوع آور.
بچۀ مدرسه ای می رود تا برسد به صدای فریادهای خانم معلم بداخلاق و خسته، به درس های کسل کننده، به چرت زدن سر کلاس درس، به انجام دادن تکالیف طولانی و تمام نشدنی، به نمره های بد.
ما همه از دریا می آییم، از دریا و جنگل. از چند روز دریا، مرخصی و آزادی...*
* دریا، مرخصی و آزادی نام کتابی است از جعفر مدرس صادقی
حالم خیلی خوب بود. با روزنامه هایم که حالا سه تا شده اند- اعتماد، شرق و هم میهن- رفتیم پیاده روی. پیاده روی در هوای ابری..
فردا دارم میروم شمال، محمود آباد و دریا...
امروز اینجا بودم، فردا شمال و دریا.
کسی چه می داند هفتۀ بعد، پنج شنبه کجا هستم؟؟
| Design By : Night Skin |


