تجربه های آزاد
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
آدم ها: * کلار دشت-نمک آبرود/ مرداد هشتاد و هشت الفی همزادِ خیلی از بچه های شهرنشینی بود که دوره ی کودکی شان در دهه ی شصت گذشت و دهه ی شصت دهه ی عجیب و عزیزی بود. الفی اتکینز+گونیلا برگستروم، خالق الفی+گفت و گوی شرق با گونیلا برگستروم+دانلود تیتراژ الفی+یادداشت قبلی خودم درباره ی الفی اعرابی دوم: و به گواهی آن که جای پیمبر خفت در شب ِ خطر! اعرابی یکم: و گویند جانشین برحق است به گواهی روز غدیر خم! اعرابی دوم: ولی سه خلیفه پیش از وی آمدند و با ایشان دست داد تا نگویند چشم بر جکومت دارد! ابن ملجم: لعنت بر عجم و هرچه که گویند! اعرابی یکم: آیا او را ایزدی پارسی نخواندند که در فلک شیر است و در زمین شاه، و به دست وی شمشیر است؟ ابن ملجم: بگو، بگو، و بیشتر بگو! آیا مبالغه گویان پیش تر از تو نتاخته اند؟ آیا او را به خدایی نرساندند؟ و عجمان نگفتند جانشین شاه ایران و پیمبر هر دوست؟ اعرابی دوم: ذوالفقار گویی خودِ اوست! لبه ای برنده، لبه ای کند! عجم گوید ندیدم در شمشیر کسی بی پرواتر از او، و در فرود آوردنش درنگ کارتر! میان شجاعت و خردش جنگی است. این به آن می گوید در راهم نایست! و آن از این می پرسد به جاست تیغی که می زنی؟ ابن ملجم: به جاست تیغی که می زنی؟ بگو. دیگ حسد را در من به جوشش درآور! مرا بشوران! باز هم از صفاتش بگو! اعرابی یکم: صفات؟ تو به جنگ یلی می روی نه صفات او! ابن ملجم: من به جنگ این صفات می روم. من دشمن این صفاتم که در من نیست!* * مجلس ضربت زدن-بهرام بیضایی-روشنگران و مصالعات زنان *بازی عروس و داماد-بلقیس سلیمانی-نشر چشمه پی نوشت: خواندن ِ بازی عروس و داماد وسط این روزهای پر رخوت و پر از اتفاق های بد مثل یک حادثه است که دست ِ تو را می گیرد و برای چند لحظه از دنیای ِ مزخرف ِ اطرافت جدا می کند. چند داستان ِ اول را که می خوانی فکر می کنی بلقیس سلیمانی با تو شوخی اش گرفته، بعد کم کم می ترسی از دنیای ِ این داستان های برق آسا که در یک لحظه اتفاق می افتند و آدم های داستان ها که زندگی و مرگ را به بازی می گیرند و نویسنده ای که با شوخ طبعی و نکته بینی اش تو را هم به این بازی دعوت می کند. پی نوشت: آقایان، خانم ها من یکی به سهم ِ خودم خواهش می کنم برای یک بار هم که شده این آلبوم را دانلود نکنید، بخرید. * چهره نگاری دنیا/ فرشته ساری/ افق *تیستوی سبز انگشتی/ موریس دروئون/ ترجمه ی لیلی گلستان این جا کسی زنده گی نمی کنند، همه می خواهند زنده بودن را از تو دریغ کنند. یک- چلچراغ، با یک صفحه ی جدید به اسم رادیو چل که به همه ی غرغروها، نق نقوها و بچه مثبت ها تقدیم شده و مرور اخبار ِ هفته ی گذشته است، صفحه ی روزی روزگاری ایران که بحث آموزش جنسی در مدارس ایران را پیش کشیده که ظاهرا به این زودی ها قرار نیست راه حلی پیدا کند، بررسی اعترافات تلویزیونی سی سال گذشته در ایران، صفحات سینمایی که به فیلم ِ در حال اکران خاک آشنا و فیلم تازه ی کویینتین تارانتینو پرداخته اند و صفحه ی مدار صفر درجه که یادداشت ِ سجاد صاحبان زند درباره ی ایوان کلیما است روی دکه ی روزنامه فروشی ها نشسته است. اما از همه خواندنی تر پرونده ای است که سروش روح بخش و رفقا درباره ی توالت: یک اتاقک انکار ناپذیر کار کرده اند که فکر می کنم همه ی ما از حضور در این اتاق ِ عجیب خاطراتی دریاد ماندنی داریم. تا بحث توالت بیشتر از این ها جدی نشده و احتمالا کار دستمان نداده، سراغ ِ مجله ی بعدی برویم. دو- ایران دخت که هم چنان در غیاب ِ محمد قوچانی منتشر می شود، در صفحات ِ جهان زنان که آدم را بی اختیار به یاد ِ مجله ی مرحوم ِ زنان می اندازد، به سراغ ِ ایران درودی رفته و با او درباره ی کودکی و پنجاه سال نقاشی اش مصاحبه کرده است. دو یادداشت کوتاه درباره ی اوا براون و لنی ریفنشتال که اولی معشوقه ی هیتلر و دومی زنی است که یکی از تاثیرگذارترین مستندهای تاریخ را درباره ی هیتلر ساخته در صفحه ی زنان تاریخ ساز، نظر خواهی از نمایندگان ِ مجلس درباره ی حضور زنان در کابینه و مصاحبه با صبا کمالی، بازیگر سریال رستگاران که از معدود مصاحبه های این هنرپیشه است چند مطلب خواندنی شماره ی جدید ایران دخت اند. سه- همشهری جوان که خوانندگان و طرفداران خاص ِ خودش را دارد، در صفحات ِ سینما و تلویزیون سراغ ِ روناک یونسی بازیگر سریال رستگاران رفته- ظاهرا تب ِ سریال ِ رستگاران همه گیر شده، ما که ندیده ایم که بدانیم طعم و مزه اش شبیه ِ بقیه محصولات ِ پرتعداد ِ سیروس مقدم است یا نه؟- و پرونده ی کوچکی هم درباره ی قهرمان های زن سریال های سیروس مقدم رفته است. صفحه ی ادبیات به بهانه ی ترجمه ی جدید ِ تام سایر که نشر کارنامه چاپ کرده- از شما چه پنهان ما دلمان غنج می رود برای این نوشته های خوشمزه ی مارک تواین ولی قیمت ِ پشت ِ جلد ِ کتاب اندکی پشت را می لرزاند- سراغ دنیای داستانی مارک تواین رفته، صفحه ی اجتماعی دو گزارش خواندنی یکی درباره ی پرونده ی شهلا جاهد و دیگری درباره ی جاده ای که در تالاب انزلی در حال احداث است، دارد و صفحات ِ سبک زندگی روی موضوع شنا انگشت گذاشته اند که در این هوای ِ گرم عجیب یک استخر ِ پر از آب می چسبد. چهار- صنعت سینما بیشتر به درد علاقمندان تخصصی سینما می خورد و ایده ی جالبی که دارد این است که هربار سراغ ِ یکی از فیلم های تازه اکران شده می رود که بیشتر از بقیه ارزش ِ دیده شدن و بررسی کردن دارد. این بار، صنعت سینما سراغ ِ پستچی سه بار در نمی زند رفته و گفت و گو با حسن فتحی که احتمالا به درک ِ فیلم هم کمک می کند، از بین باقی ِ گفتگوها پیشنهاد ِ من است. گفت و گو با مرضیه و راضیه برومند و گیتی مرتضوی، کارگردان و نویسندگان سریال ِ همه بچه های من از آن مطالبی است که خواندنش، اگر همه ی بچه های من را دیده اید و مثل صاحب ِ وبلاگ دوست داشته اید، پیشنهاد می شود. پنج- مجله ی مثلث، بعد از انتشار چند پیش شماره از هفته ی گذشته با انتشار شماره ی اول و لگوی جدید- لگوی قبلی به نظر من چندان چشم نواز نبود- روی دکه ی روزنامه فروشی ها نشسته و اتفاقا مطالب ِ خواندنی ِ فراوان هم دارد. مثلث مطالبش را در بخش های سیاست، بین الملل، اقتصاد، فرهنگ، اجتماعی و ورزش منتشر می کند. صفحات ِ سیاسی سراغ ِ مطالبی درباره ی بازداشتگاه کهریزک و کابینه ی دهم رفته اند، صفحات ِ فرهنگی مطالبی درباره ی تئاتر تازه ی محمد یعقوبی یعنی خشکسالی و دروغ، سریال های تابستانی تلویزیون و کتاب در عشق، زنده بودن که به انتخاب ِ دکتر شفیعی کدکنی منتشر شده است دارد. صفحات ِ اجتماعی مثلث هم کارنامه ی چهار ساله ی سازمان ِ محیط زیست را در کنار چند مصاحبه بررسی کرده است. حجم ِ مطالب خواندنی مثلث زیاد است، طوری که خود من جز تورق هایی کوتاه هنوز عمده ی مطالبش را نخوانده ام، اما محصول خوشمزه ای به نظر می رسد، قول می دهم گلویتان با یک بار خواندن پیشش گیر کند. در همین رابطه: تولد هفته نامه ی مثلث شش- احتمالا بیشتر مخاطبان ِ زندگی ایده آل را که هر دو هفته یکبار منتشر می شود، خانم ها تشکیل می دهند ولی گزارش ها و مصاحبه های هنری مجله که تقریبا همیشه تصویری از آنها روی جلد مجله می نشیند می توانند مخاطبان ِ دیگری را هم راضی کنند. این بار به بهانه ی اکران ِ خاک آشنا، بابک حمیدیان با رضا کیانیان مصاحبه کرده است که گفتگوی خواندنی و متفاوتی از کار درآمده است. برای خواندن ِ باقی ِ مطالب ِ زندگی ایده آل، دو هزار تومن ناقابل خرج کنید، مجله را تورق کنید، عکس های زیبا ببینید، پیشنهادهای جالب بخوانید و اصولا لذت ببرید. پیشنهاد دیگری اگر دارید... * ترانه ی بی تربیت/ گروه کیوسک/ از آلبوم ِ عشق سرعت درباره ی کیوسک: کیوسک یک گروه موسیقی زیرزمینی بود که در ایران با سرپرستی آرش سبحانی شکل گرفت. بعد از مدتی با مهاجرت اعضای گروه به کانادا آلبوم ِ اول این گروه به نام آدم معمولی منتشر شد. ترانه های کیوسک در دو آلبومِ اول یعنی آدم معمولی و عشق سرعت اغلب انتقادی، اجتماعی و وصف حال ِ جامعه امروز ِ ایران است اما آلبوم ِ سوم این گروه با اسم ِباغ وحش جهانی رنگ و بوی سیاسی بیشتری دارد. طنز ِ خاص ِ آرش سبحانی در سرودن و خواندن ِ ترانه ها موسیقی ِ کیوسک را شنیدنی تر می کند. سبک ِ موسیقی کیوسک راک همراه با رگه هایی از موسیقی بلوز است. پی نوشت: خیلی دلم می خواهد آرش سبحانی و گروه کیوسک، یک روز این آهنگ را جلوی چند تا از این مجری های عصا قورت داده ی اعصاب خورد کن تلویزیون اجرا کنند. کسانی که داخل ایران هستند برای شنیدن آهنگ های کیوسک، از سه آلبوم آدم معمولی، عشق سرعت و باغ وحش جهانی چاره ای جز دانلود ندارند. برای دانلود روی لینک ها کلیک کنید. تمام زندگی صبح گاه ِ من این است:/ پس از گشودن چشم،/ در آب چشمه آینه دست و رو شستن/ پس از نیایش نور،/ سپیده دم را در زرده تخم خام زدن/ نسیم تر را با شیر تازه نوشیدن/ پس از رهایی تن،/ خیال را به صعود پرندگان بستن:/ گسستن از همه،/ رفتن،/ به خویش پیوستن.* * نادر نادر پور






| Design By : Night Skin |










