روز ها یا شب هایی هست که آدم می نشیند یا راه می رود و فکر می کند و به خودش می گوید کاش که آن روز یا آن شب یا آن ساعت آن حرف را نمی زدم، این حرف را می زدم... اگر آن کار را نمی کردم، این کار را می کردم... اگر آن حرف را نمی زدم یا آن کار را نمی کردم، زندگی ام الان چطور بود؟ کجا بودم؟ چی داشتم؟ با کی بودم؟ امروز را داشتم؟... یا امشب را داشتم؟ مثلا اگر ان شب که از سینما بر می گشتیم و « او » سرش گرم عشق و آواز خواندن بود، اگر من خودم رانندگی کرده بودم، و آن حادثه اتفاق نمی افتاد، ما الان کجا بودیم... شانس و بازنگری های به گذشته است که می تواند هیولای سرتق باشد.*
* اسیر زمان/ اسماعیل فصیح
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:26  توسط مسعود