تجربه های آزاد
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
کی فکرشو می کرد مردمی که این چهار سال آروم و ساکت هیچ حرفی نمی زدند و عکس العملی نشون نمی دادند، یکباره این طور بریزن توی خیابون ها و همه رو شگفت زده کنند؟
کسی این حوالی، این گوشه و کنار پیدا می شود یا نه؟ فکر کنم همه توی خیابون ها باشید. من کار داشتم و نموندم، اومدم خونه. پنجره ی اتاقم بازه و از سر و صدا و شلوغی جمعیت توی خیابون، فقط یک کلمه رو می شنوم: « میر حسین »
نوشته شده در 2009/6/11ساعت
1:5 توسط مسعود| |
| Design By : Night Skin |

