تجربه های آزاد
عرصه های مکرر را می کاوم، هجرتی دوباره شاید...
اگر جای دیگری پیدا بشود، جایی خیلی دورتر از این جا که زندگی هنوز طعم و مزه ی سابقش را داشته باشد و هر از گاهی بشود پوسته های اطراف را کنار زد و روشنی های بیرون را دید، جایی که وقتی امروز کمی تاریک شد مطمئن باشی فردا به سیاهی امروز نیست، من می خواهم همین روزها کوله ام را روی دوشم بیاندازم و بروم. اجازه هست آیا؟؟؟؟
نوشته شده در 2009/6/25ساعت
1:1 توسط مسعود| |
| Design By : Night Skin |

